March 2010 : زیمنس مجتمع توربین سازی خود در Hamilton انتاریو را تعطیل می کند. بیش از 500 نفر بیکار خواهند شد. (اینجا)
July 2010: کارخانه گیربکس سازی GM در Windsor انتاریو بسته میشود. حدود 500 نفر شغل خود را از دست می دهند.(اینجا)
August 2010 : مرکز آمار کانادا اعلام کرد علیرغم خوش بینی ها نسبت به خروج از recession ، تنها در ماه جولای 139000 شغل ثابت از بین رفته و به جای آن تنها 127000 شغل نیمه-وقت ایجاد شده است. (اینجا)
تقریبا هفته ای نیست که خبری از این دست در رسانه های کانادایی منتشر نشود. ساختار اقتصاد پویای (!) اینجا به سرعت در حال تغییر است و کارهای تولیدی و مهندسی جایشان را به سرویس، خرده فروشی (Retail)، خدمات، امور بانکی و مالی و از همه مهمتر دلالی میدهند. به همین دلیل است که میبینیند در لیست مشاغل مورد نیاز برای مهاجرین به جای دکتر و مهندس، قصاب و لوله کش می خواهند.
اما سرنوشت تولید چه میشود؟ خوب مشخص است. Outsource میشود به جایی که کارگر ارزانتر باشد. چین، مکزیک یا هرجای دیگر. از طرف دیگر با نزدیک شدن نرخ برابری دلار کانادا با آمریکا ( که زمانی در حد 50% بود) مزیت ارزش صادراتی محصولات تولیدی کانادا به آمریکا (که مقصد اصلی به جرات 80% تولیدات کانادا محسوب میشود) کم کم رنگ میبازد و خریدار آمریکایی به بازارهای ارزانتر رجوع میکند.
و اما چین، چین که در حال حاضر دومین قطب اقتصادی دنیا به شمار میرود، به نقطه عطف جالبی نزدیک میشود. در ماه May گذشته دولتمردان چینی تهیه لایحه مهاجرت به چین را در دستور کار قرار دادند. (اینجا) هم اکنون بیش از 150000 خارجی فقط در شانگهای زندگی می کنند. شهری که تعداد آسمان خراش هایش از نیویورک پیشی گرفته است. مقامات چینی می گویند چین باید خودش را برای تبدیل شدن از یک کشور مهاجر فرست به یک کشور مهاجر پذیر آماده کند. آهای کانادا، گوش به زنگ باش، چینی ها خودشان را برای وارد شدن به بیزنس مهاجرت هم آماده میکنند!



